خواجه نصير الدين الطوسي
324
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
هار كردن به رشته كشيدن 96 هباء غبار و گرد هوا كه از روزن پيدا آيد 1 هر كاره ديگ سنگى كه در آن غذا پزند - مطلق ديگ 229 هركند نام دريايى است ( معجم البلدان ) 31 هضم گوارش غذا در معده 209 هليلجى هليلج معرب هليله است ، يعنى به شكل هليله 93 هوام حشرات زمين 60 / 139 / 158 واسطهء عقد گوهر بزرگ بيشبهاء وسط گردنبند 99 وال نوعى از ماهى كه آن را به شال گويند 86 / 87 ودايع امانتها جمع وديعه 1 وسخ چرك و ريم 104 وعاء خنور و ظرف ، جمع آن اوعيه 21 / 31 / 71 وقايت هرچه چيزى را بدان نگهدارند 21 يرقان بيمارىايست كه بدن و چشمان را زرد كند 138 / 143 يزدانپرستان اسمى است كه آتشپرستان خود را بدين نام ناميدهاند 79 يمكن تواند بود 63 / 88